اعتماد

چهارشنبه 8 آبان‌ماه سال 1392

امروز وبلاگی رو می خوندم با عنوان تجاوز خانگی... پست هاش تکاندهنده بود و توصیه به این که همیشه قابل اعتماد ترین افراد توی یک خانواده دست به همچین کاری می زنن... ای وبلاگ  بعد از شنیدن تجاوز به یک پسر بچه پیش دبستانی از یکی از آشنایان آنچنان ذهن و روحم رو خراب کرده که احساس می کنم از داخل در حال فرو پاشیم... فکر اینکه بچه هامون چطور می خوان بزرگ شن.. چطور باید ازشون محافظت کرد.. اصلا به کی می شه اعتماد کرد اعصابم رو پریشان کرده... بچه های ما که توی تنهایی در حال بزرگ شدن و ما از ترس آسیب های این چنین به حق اونها رو ایزوله تر بار می آریم.. بارها فکر می کنم پسر من چطور باید یاد بگیره توی جامعه رفتار کنه بدون اینکه آسیبی متوجه اش بشه... بچه های ما تک فرزند هستن و توی زندگی ما حتی پدر حضور کم رنگی داره... پدر بزرگی نداره و اقوام درجه یک هم در حد یک دیدار کوتاه... این بچه ها چی ازکودکیشون به یادشون می مونه.. منی که بعد از شنیدن این جریانات حتی جرات ندارم بفرستمش توی حیاط.. منی که بخاطر مزاحمت های افرادی که حرمت یه مادر رو ندارن نمی تونم ببرمش پارک... پسرک من چه جور مردی می خواد بشه!! چطور می خواد یک زندگی رو اداره کنه در حالی که پدر و مادرش از چیز هایی که می شنون هر روز دایره مراوداتش رو تنگ تر می کنن... چرا جامعه ام اینجور شد!!! ما دوران کودکی مون پر بود از خنده و بازی.. پسر و دختر نداشت همه با هم بازی می کردن.. محل و کوچه مثل خونه یه جای امن بود.. اما حالا حیاط اپارتمان هم امن نیست... توی این 25 سال چه بلایی سر این مملکت اومد!!همسایه بچه رو از جلوی خونه برده و بهش تجاوز کرده .. مردی که پسری داره هم بازی این پسر... چه بلایی سر ما اومده چه بلایی از جامعه اومده ...

چند روز پیش اس ام اسی برام امد که بی ربط نیست:

گمشده ی این نسل اعتماد هست نه اعتقاد. اما افسوس نه بر اعتماد اعتقادیست نه بر اعتقادها اعتماد..

نظرات (3)
متاسفانه همین طوری است که نوشته اید
هیچ کس نمی تواند احساس امنیت کند اگر حوادث را از اینترنت بخونی پر
از تجاوزات به ناموس مردم است چه دختر و چه پسر چه زن شوهر دار و چه مرد میانسال
چند روز پیش در شهر ری مردی را که با دختر بچه ای که دزدیده بود دستگیر کردند
که اقرار بر دزدیدن بیست پسر و دختر در خوزستان کرده بود که آنها را کشته و از گوشتشون تغذیه می کرده است
پاسخ:
دونستن همه اینها بر استرس من اضافه می کنه...
نگران نباش. قرار نیست پسرت یه روزه همه چیز رو بفهمه. تو مدرسه بچه ها خیلی زود درجه دکترا رو بهش میدن و همه چیز رو میفهمه...
البته به یک سنی رسید خودت یا پدرش یا یکی از نزدیکان باید کم کم مسائل رو براش روشن کنه!
فعلا مواظبش باش تا مدرسه...
ماموران تهران بزرگ مردی را که تحت عنوان «سرویس مدرسه» دختربچه ها را آزار و اذیت می کرد، دستگیر کردند.
با تشکیل پرونده ای در کلانتری 125 یوسف آباد در مورد آزار و اذیت دختربچه مدرسه ای در ششم آبان ماه امسال و به دستور بازپرس شعبه 9 دادسرای امور جنایی، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری متهم در دستور کار اداره 16 پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت که با مراجعه شاکی به اداره شانزدهم و در تحقیقات صورت گرفته از قربانی، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که جوانی حدود 30 ساله و تحت عنوان "سرویس مدرسه"، دختربچه را فریب و پس از سوار کردن وی به ماشین با تهدید چاقو اقدام به آزار و اذیت وی کرده و پس از سرقت طلا و جواهرات دختربچه را از ماشین پیاده و متواری شده است.
شاکی در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: در ساعت 7 بامداد و در حالی که دخترم در مقابل در منزل منتظر سرویس ایستاده بود، بنا بر اظهارات دخترم یک دستگاه خودرو پژو نقره ای به او نزدیک و راننده اش عنوان می کند که سرویس مدرسه خراب شده و به همین علت وی به عنوان سرویس به دنبال دخترم آمده تا او را به مدرسه ببرد که پس از سوارشدن دخترم به داخل ماشین راننده پژو او را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و در حوالی خیابان مرزداران وی را از ماشین پیاده و متواری می شود.
بنا بر اظهارات مادر قربانی، راننده پژو علاوه بر آزار و اذیت دخترش اقدام به سرقت گوشواره هایش نیز کرده است.
با توجه به حساسیت موضوع، در اولین مرحله مشخصات بدست آمده از چهره نگاری متهم در اختیار کلیه گشت های انتظامی قرار گرفت.
همزمان با "اجرای طرح حضور تیم های عملیاتی در ساعت های اولیه روز" و "ارائه آموزش های لازم به دانش آموزان مدارس دخترانه" و "حساس کردن خانواده ها به موضوع پرونده"، "افزایش گشت های نامحسوس در محدوده منطقه یوسف آباد" نیز در دستور کار کارآگاهان اداره 16 پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
سرانجام در ساعت هفت، یازدهم آبان ماه امسال، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ به سرنشین یک دستگاه پژو پرشیا نقره ای رنگ مشکوک و به وی دستور ایست دادند که ناگهان راننده پژو با اطلاع از هویت کارآگاهان، اقدام به متواری شدن از محل می کند که طی یک تعقیب و گریز، متهم به نام «ابوالفضل . م» 28 ساله دستگیر و در بازرسی از خودرو وی، گوشواره طلای متعلق به قربانی نیز کشف می شود.
با دستگیری متهم و در حالی که وی منکر هرگونه ارتکاب سرقت و آزار و اذیت شده بود، از شاکی پرونده برای شناسایی متهم دعوت صورت گرفت که متهم را به صورت کامل مورد شناسایی قرار داد.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با وجود شناسایی متهم از سوی شاکی، متهم در مراحل اولیه دستگیری و تحقیقات منکر هرگونه آزار و اذیت قربانی بود تا اینکه در 12 آبان ماه امسال، لب به اعتراف گشود و به آزار و اذیت قربانی اعتراف کرد.
وی با اشاره به متأهل بودن و داشتن یک فرزند دختر از سوی متهم، اعلام کرد: با بررسی سوابق، گزارش و شکایات سال های گذشته مشخص شد که در طول سال های تحصیلی قبل نیز مواردی مشابه و البته با خودروهای متفاوت به پلیس اعلام شده که چهار تن از شکات دعوت و آنها نیز متهم را مورد شناسایی قرار دادند.
رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ با توجه به اعتراف صریح متهم به آزار و اذیت قربانیان کشف اموال مسروقه از داخل خودرو متهم و همچنین اعترافات صریح متهم به استفاده از انواع خودروهای سواری پژو 405، پژو پرشیا و پراید و احتمال افزایش تعداد شکات پرونده، قرار بازداشت موقت از سوی قاضی صادر و متهم برای شناسایی دیگر شکات و جرایم ارتکابی در اختیار اداره 16 پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
وی از کلیه شکات و قربانیان احتمالی که بدین شگرد مورد سرقت، تهدید و آزار و اذیت قرار گرفتند خواست تا برای شناسایی متهم طرح و پیگیری شکایات خود به اداره16 پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه و اطمینان داشته باشند که هرگونه اظهارات آنها و همچنین هویت آنها نزد پلیس و دستگاه قضایی محرمانه خواهد ماند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد