تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده(داریوش)

شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1390

این روزها اوضاع  داخلی خونمون عجیب بهم ریخته است. آقای همسر به لطف ایجاد ۲.۵ میلیون شغل توسط دولت کریمه . به کل بیکار شدن. اون توی یه شرکت پیمانکاری کار می کرد که به دلیل پرداخت نشدن صورت وضعیت ها شرکت تعطیل و با کل مهندسین اجرایی تسویه حساب کردن. حالا من موندم کلی گرفتاری و یه همسر جون که از گل بالاتر نمی شه بهش گفت. و نمی دونم چرا تصمیم گرفته در عوض این مشکل انتقام همه رو از من بینوا بگیره. . من هم به توصیه مامان جانم همینطور دندون به جگر له شدم می زارم تا این اوضاع آروم شه. تنها چیزی که قلبم رو آروم میکنه گل پسره. دلم میخواد وقتی بزرگ شد و ازدواج کرد مثل باباش اینقدر کم ظرفیت نباشه. دلم می خواد اینقدر بزرگ شه قبل از ازدواج که از همسرش انتظار نداشته باشه مثل مامان ها باهاش برخورد کنه. اینکه همش همسرش نازشو بکشه و اون هی ناز کنه.و در عوض تمام زحمت هایی که همسرش می کشه اگه تشکر نمی کنه حداقل زبون تلخ هم نداشته باشه.

نظرات (1)
انشالا اوضاع خوب می شه خانمی بابت کار همسرت ناراحت شدم اشکال نداره عزیزم درست میشه خانم ها باید سنگ صبور باشن عزیزم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد